أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

582

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

روابط ميان نجد و غالب سعودىها در سال 1214 و 1215 با جمعيت زيادى به حج آمدند ، در حالى كه رياست آنان با سعود بن عبدالعزيز بود . سعود براى شريف غالب هدايايى مانند اسب و شتر مىداد چنان كه شريف هم ، هدايايى به او مىداد . سعود تا پيش از وقوف ، به مكه وارد نشد و با سپاهش در عرفه فرود آمد . « 1 » در روزهاى منى به سال 1215 نزديك بود برخوردهايى ميان پيروان غالب و برخى از سعودىها پيش آيد ، جز آن كه شريف غالب ، پيش از آن كه كار بالا بگيرد ، مانع از آن شد ؛ چنان كه برخى از مشايخ سعودى هم در اين باره كمك كردند . غالب همهء احتياطات لازم را انجام داد و در بالاى كوه‌هايى كه در ورودى مكه بود ، برج‌هايى بنا كرد ، در حالى كه در تمام ورودىها ، قلعه‌هايى مملو از پيروانش از قبايل ايجاد كرده بود . « 2 » كار صلح ميان آنان براى مدت زمان طولانى دوام نياورد ، چرا كه وهابيت توانست در ميان برخى از قبايل جنوب حجاز نفوذ كند و عده‌اى قبايل حجاز را كه در رأس آنها شيخ محايل سعدى بن شار و شيخ بارق احمد بن زاهر بود به خود جذب نمايد . شريف غالب از اين بابت خشمگين شد و وزيرش در قنفذه را مأمور كرد تا بر سر آنان يورش برد . در اين حمله ، با فرماندهى وزير قنفذه ، قبايل شكست خورده و عدهء زيادى كشته شدند . « 3 »

--> ( 1 ) . خلاصة الكلام ، ج 2 ، ص 266 . بايد اشاره كنيم كه خلاصة الكلام دو چاپ دارد . يكى مستقل و ديگرى در حاشيه كتاب الفتوحات الإسلاميه بندهء مؤلف . در اين چاپ از نسخهء چاپى مستقل آن استفاده كردم ، اما در مرور دوباره نسخهء مستقل را نيافتم و به اجبار در اين مورد به نسخه‌اى كه در حاشيه الفتوحات الاسلاميه است ارجاع دادم . هر كجا از اين نسخه استفاده كرده‌ام ، اشاره مىكنم : حاشيه الفتوحات الإسلاميه . ( 2 ) . همان . ( 3 ) . دولت سعودى نجد در اين مقطع تاريخى ، به جز مسائلى كه با مكه داشت ، توانسته بود بسيارى از نقاط جزيرة العرب را تحت سيطرهء خود در آورد و به جنوب عراق هم تجاوز كند . در شمار اين حملات ، حملات و شبيخون‌هايى بود كه وهابيان به نجف و كربلا داشتند و چندين بار اين دو شهر را مورد حمله قرار دادند . در اوائل محرم سال 1216 به كربلا نفوذ كرده و بيش از پنج هزار نفر از زائران و اهالى كربلا را كشتند كه در اسناد زيادى از عثمانى و شيعى و قاجارى به آن تصريح شده است . آنان به نجف حملات بيشترى داشتند كه به دليل استحكام برج و باروى نجف ، كمتر موفق به تصرّف آن شدند . در تمام اين مدت ، مردم و علما ، گاه براى ماه‌ها به نگهبانى از برج و باروى شهر مشغول بودند . شرحى از اين وقايع و منابع آن را بنگريد در : روابط ايران با حكومت مستقل نجد ، حسين مدرسى طباطبايى ، مجلهء بررسىهاى تاريخى ، سال يازدهم ، شمارهء 4 ، صص 105 - 109 . « ج »